( نقدی بر شعر « جفت و رفت » نقی مهرپویا )
نورالدین صبوری
ژرفترین و تاثیرگذارترین لحظات زنده گی ی هنرمند در جایی است که خود را اگاهانه درگیر روابط انسانی و ارج نهادن به زیبایی ها می کند. دو موضوع یی که نه کهنه می شوند و نه از اعتبار ساقط ، ممکن است تحت شرایطی یکی از دیگری کمرنگ تر نمود داشته باشد و یا اساسن جلوه ای نداشته باشد اما جوهره و خاصیت هنر ، انسان و زیبایی است. انسانی که با احساس ، ادراک ، عواطف و ... تبیین می شود و زیبایی که با رنگ ، تناسب و ... تعریف می گردد از این روست که هنر به معنای واقعی ی کلمه نمی تواند از قاعده ی زندگی یعنی درگیری های روزمره ی روابط انسانی و زیبایی های ساده و مرکب به دور باشد ، همچنان که شعر ... " چفت رفت " چاپ شده در ماهنامه ی تالش شماره ی 24 تیرماه 1385 را به جرات می توان گفت یکی از بهترین شعرهای بلند منتشر شده در نشریه های تالش زبان است که با تمام ضعف ها و قوت هایش سعی دارد انسان و پیرامونش را در شرایطی دشوار و غیرعادی نشان دهد. فضای شعر به سبب بارش مدام کاملن خیس ، نمناک و وهم انگیز است باران می بارد پی در پی ، شب و روز بی مجالی برای رستنی ها و البته بستری مناسب برای رشد افت ها . در این فضا که بارندگی بی وقفه امکان دید ادمی را تقریبن به صفر می رساند و در موازات همین دید کم شناخت نیز محدود می شود دو انسان سرگردان در راهی پرمخاطره گام می زنند که یکی دیگری را به حدس و گمان متهم به تصمیمی می کند که ممکن است صرفن در خیال ان دیگری باشد و بقیه کنش ها و واکنش ها که عمومن در ذهن و خیال اول شخص مفرد اتفاق می افتد و تا اخر ادامه می یابد مگر در بخش تکراری ان " چفت رفت " از درون مایه ای دوگانه برخوردار است که تلفیقی است ا ز طبیعت با تمام عواملش و دغدغه های درونی انسانی طبیعت زده با زبانی حد واسط بین مدرن و سنتی که به این ویژگی مهم در بخش سروده ها خواهیم پرداخت. ... ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب
